Melancholy of Sea – I

پشتم درد می‌کند. یعنی عصبی که پشتم را به گردنم می‌دوزد اصطلاحن گرفته. سرم هم درد می‌کند. هوا بارانی است. هوا همیشه بارانی است. توانایی صحبت کردن با کسی را ندارم. دلم چیزی نمی‌خواهد. حتی تمایلی به بهبود سردردم ندارم چون بخشی از وجودم است و باید بماند. در این لحظه خاص من آدمی هستم که عطسه می‌کنم و گرفتگی پشت و گردنم تیر می‌کشد. شقیقه‌هایم نبض می‌زنند. هوا باراین است. هوا همیشه بارانی است. لباس کار تنم است. نیم ساعت دیگر وقت نهار است. باید لباس کارم را در بیاورم و بروم غذاخوری. ولی گشنه‌ام نیست و دوست ندارم لباس کارم را در بیاورم. چون لباسم جیبهای عمیقی دارد و می‌توانم دستانم را توی جیبهایم فرو کنم. لباسهای معمولی جیب‌های خوبی ندارند. کلاه هم دارم. کلاهم را هم دوست دارم. کلاه بهم حس امنیت و حس نادیده شدن می‌دهد. با لباس کار و کلاه بر سر و جیبهای عمیق احساس می‌کنم کسی مرا نمی‌بیند و می‌توانم آزادانه هرجا دلم خواست بروم. دوست دارم که کسی مرا نبیند. دوست دارم آدمها توی کشتی باشند ولی مرا نبینند. یا شاید هم دوست دارم تنها توی کشتی باشم. بودن این آدمها چه فرقی برای من دارد؟ جز اینکه توی راه‌پله جلویم سبز می‌شوند و باید بهشان راه بدهم و لبخند بزنم. بغیر از این بود و نبود این آدمها چه فرقی برای من دارد؟ پشتم هنوز گرفته. چون کم ورزش می‌کنم. چون همه‌اش یا نشسته‌ام یا دراز کشیده‌ام. کار به‌خصوصی نمی‌کنم. ناراحتم که باید برگردم به خشکی. من می‌توانم همین‌جا زندگی کنم. من علاقه به زندگی جای دیگری ندارم. ولی از امروز باید دوباره شروع به برنامه‌ریزی کنم. کی کجا بروم؟ کی بلیط بگیرم؟ پولش چقدر می‌شود؟ چقدر از مرخصی‌هایم کم می‌شود؟ با مرخصی‌هایم چکار کنم؟ دوست ندارم به این مسائل فکر کنم. اما باید برگردم به دنیایی که فکر کردن به این مسائل اجباری است. دنیایی که همه‌اش باید فکر کرد. من علاقه‌ای به فکر کردن ندارم. من توانایی فکر کردن ندارم. من توانایی برنامه‌ریزی ندارم. توانایی پرداخت قبوض آب و برق را ندارم. توانایی نگاه کردن به تقویم ندارم. کوچکترین مسائل انرژی بیش از اندازه‌ای ازم می‌گیرند.

Advertisements

7 Responses to “Melancholy of Sea – I”


  1. 1 سروناز بانو سپتامبر 7, 2012 در 5:52 ب.ظ.

    چون بر خلاف همیشه کوتاه بود، دوبار نوشتی؟ :-)

  2. 2 مومو سپتامبر 7, 2012 در 6:10 ب.ظ.

    سردرد عنصر جدانشدنی اعصاب و روان هست.

  3. 3 نسیم سپتامبر 7, 2012 در 6:23 ب.ظ.

    این دریا نوشته هایتان غمگینمان میکند.

  4. 4 ســــورنا سپتامبر 8, 2012 در 11:12 ق.ظ.

    خرس عزیز. شرمنده که می گویم خرس چون قطعاً شناختی بیشتر از این ازت ندارد. برخلاف دوستان این نوشتار بنده رو غمگین نمی کند ، منتها یک ریشه ای وجود دارد. شما هم این ریشه رو داری. معدود نیستند ، اما انگشت شمارند. نمی دانم اما از کودکی این دو مقدار برای من مفهومی مغایر داشته اند. دوست دارم نوشته هایت رو. خودت رو نمی دانم.
    قربانت . م.ش

  5. 6 ناشناس سپتامبر 13, 2012 در 3:48 ب.ظ.

    باالاخره آپ کردی

  6. 7 بد سپتامبر 13, 2012 در 3:49 ب.ظ.

    باالاخره آپ کردی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




KHERS’s Twitter

  • RT @i_entry: کاش مثل قدیم دوباره خرس حمله کنه به تایملاین. 1 day ago
  • تنها خوبى اينترنت ضعيفم اينه كه توى اينستا همون عكساى محو رو لايك ميزنم و سر ميدم ميرم پايين زودتر كارم تموم شه. 5 days ago
  • بعلت ترک سیگار شامه‌م انقدر تیز شده که گاهی فکر می‌کنم این دیگه دماغ نیست، شمشیره. 6 days ago
  • قاطی کردن سالاد کهنه و نو جرمه. 6 days ago
  • اصل پول و سود پول دو تا چيز متفاوتن. 1 week ago

بایگانی

Blog Stats

  • 1,089,959 hits

grizzly.khers@gmail.com


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: