Chrome Yellow

دوباره شنبه شد و من با فهرستی طولانی از کارهایی که باید انجام بدهم روی تختم می‌لولم. سه هفته است که می‌خواهم بروم یک بسته جوراب مردانه و چندتا زیرپوش بخرم. جفت‌شان از آن اقلامی هستند که چون در دید نیستند کمتر به آنها توجه می‌شود. همین‌طور تصادفی چهار تا ژیگول را از توی خیابان انتخاب کن و ببرشان به لابراتوار انسان‌شناسی. کفش و کت و شلوار گران‌قیمت‌شان را که در بیاوری احتمالن سه نفر از چهار نفر وضعیت‌شان اسفناک است: زیرپوشی که در حد عهدنامه حدیبیه پوسیده و انگار از همان زمان صدر اسلام نسل به نسل منتقل شده، و جورابهایی که یا سوراخ هستند و یا بعلت کشیدگی زیاد بخشهایی نزدیک انگشت شست و پاشنه به حالت توری درآمده‌اند.

چند ماه پیش که فرشاد را دیدم کلی بهم توصیه‌های دوران مجردی کرد. گفت که «اولین کاری که می‌کنی خرید کلی لباس و مخصوصاً شرت و جوراب است. بعدم کلاً ما مردای ایرانی وضعیت شرتامون خیلی داغونهحاجی احتمالن یزدی و اینا که نمی‌پوشی؟»

نه، من از قدیم اسلیپ می‌پوشیدم. البته یه زمانی سعی کردم پاچه‌دار بپوشم ولی نشد.

ببین حاجی، همون اسلیپ هم خب عمرشو که بکنه پشتش کیسه می‌ندازه. همونم باید چند ماه یه بار بندازی دور و نوشو بخری.

همم راست می‌گیاصلن به این جزییات فکر نکرده بودم.

بعد ببین همیشه باید روی فرم باشی. همین تا سرکوچه که می‌ری سوپرمارکت، واسه همونم همه چیزت باید خوب باشه. از لباس رو بگیر تا لباس زیر. هر لحظه ممکنه کیس پیش بیاد و باید آمادگی‌شو داشته باشی. نمی‌شه واسه شرتی که لکه وایتکس داره موقعیت رو از دست داد.

این مکالمه با فرشاد هنوز به روشنی یادم است و برای همین بزودی برای خرید لباس از اتاقم خارج می‌شوم. البته اوضاع آنقدری که فرشاد هم می‌گفت خطرناک نیست. من خودم بارها تا سر کوچه برای خرید شیر و نان رفته‌ام و تا حالا نشده موردی را به خاطر زیرپوش پوسیده‌ام از دست داده باشم. تنها جایی که از لحاظ شخصیتی خرد می‌شوم توی رختکن است. توی ساختمان محل کارم یک باشگاه هست و من ثبت‌نام کرده‌ام و ظهرها می‌روم شنا می‌کنم. توی رختکن آنجا یک کنج تاریکی دارد که جارو و تی کنارش چیده‌اند و من آنجا سعی می‌کنم سرعتی زیرپوش را بکنم. یعنی اولین بار حواسم نبود و توی اسپات‌لایت رختکن ایستاده بودم. تا پیراهنم را در آوردم یکهو همه جلوی چشمهایشان را گرفتند. زیرپوشم که روزگاری گویا سفید بوده الآن به زرد کمرنگی تبدیل شده بود و نور زردی ازش فشفشه می‌زد. روی دلم هم لکه‌های زردچوبه خودنمایی می‌کرد. لابد یادگار زمان آشپزی بوده. زیرپوش را هرچه سریعتر در آوردم و انداختم توی کمد کنار کراواتم. بعد دیدم اتفاقاً چه بهم می‌آیند. زردِ زیرپوشی و زرد کمرنگ کراواتم. می‌خواستم همه اهل رختکن را خبر کنم که بابا جان ست کرده بودم. ولی خب همه سرشان به کار خودشان گرم شده بود و دیگر مرکز توجه نبودم. رختکن روتین همیشگی‌اش را بازیافت: سیکس‌پکی‌ها توی آینه به خودشان نگاه می‌کردند و بقیه هم از زیر چشم به آنها. بعد از آن اتفاق، دیگر می‌روم توی کنج تاریک و کنار جاروها لباسم را در می‌آورم. خلاصه اینکه به غیر از رختکن که درش تخریب شخصیتی می‌شوم، جای دیگری هنوز مشکلی برایم پیش نیامده. با همه این احوال امروز آفتابی است و روز خرید است و من دارم می‌روم که مرد دیگری بشوم.

Advertisements

13 Responses to “Chrome Yellow”


  1. 1 مريم دسامبر 10, 2011 در 1:29 ب.ظ.

    آفتابيه ولي خيلي سرده!
    در ضمن برو
    M & S
    واسه خريدات جنسش موندگاره ، گفتم مثلا كمك كرده باشم

  2. 2 صفا دسامبر 10, 2011 در 3:05 ب.ظ.

    خوش باشی مرد
    اشپزی هم شروع کنی کلی رنگ و حس میاد تو زندگیت

  3. 3 Masoud دسامبر 10, 2011 در 6:01 ب.ظ.

    Vaghean be nokate mohemmi eshare kardi,mohandes.Man khudam chand ta tajrobeye moshabeh dashtam.Zirposhhaei didam ke podr shode budan.
    4 ta matlab ghabli ro khundam.Afsordegi gereftam.

  4. 4 بیگ ماوس دسامبر 10, 2011 در 7:38 ب.ظ.

    بابا نیو مرد!! (خدا سوپرمن رو بیامرزه – نیومردش به ما رسیده)
    عجب دوستان فرصت طلبی داشتی مهندس
    برو دنبال مانیتورای قشنگ
    کیس هم شد هدف آخه؟

  5. 6 شین شین دسامبر 10, 2011 در 7:47 ب.ظ.

    آقا همینی که مریم اون بالا گفت. هر چی رو که من بهش فکر کردم ایشون گفت :-) Marks and spencer خداییش لباس زیر و جورابش لنگه نداره

  6. 7 koooootah دسامبر 11, 2011 در 2:54 ب.ظ.

    انگار
    توی این همه زرد کرومی
    جای یه معشوق
    با چشمان سبز
    که توی ذوق بزنه
    کمه

  7. 9 nana دسامبر 12, 2011 در 1:12 ق.ظ.

    من نمیخوام هیچ قضاوتی بکنم ‌خرس جان، فقط برام سوال پیش اومد
    تو که خودت اینهمه مدت دوست دختر داشتی که بعدا هم تبدیل به خانومت شد؟! یا تجربیات فرشاد فقط متعلق به دفعه اولیه که با یک کیس مواجه میشی‌، دفعات بعدی دیگه همون شرت با لکه وایتکس و زیرپوش سفید زرد شده مقبول و متداوله؟

  8. 11 Zahra دسامبر 15, 2011 در 2:21 ق.ظ.

    bavar kon vase dokhtar ha mojaradi badtare,…adam ta sare kooche ham ke mikhad bere bays kolan shave kone…kash mish ye gharar bezarim dokhtar ha kenar bian ba lebas zire zard va pesarha ba badane shave nakarde:D

    • 12 KHERS دسامبر 15, 2011 در 10:13 ب.ظ.

      هه هه. آره خب اونم مصیبتیه. البته الآن واسه مام داره سخت میشه. ینی من که داریم سختیشو حس می کنم. حالا فقط بحث زیرپوش زرد نیست، اصن کلن مردام همه خوشتیپ و مرتب شدن.

  9. 13 narges مارس 22, 2012 در 9:19 ب.ظ.

    pesar khoobi hasti:D


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




KHERS’s Twitter

  • RT @i_entry: کاش مثل قدیم دوباره خرس حمله کنه به تایملاین. 1 day ago
  • تنها خوبى اينترنت ضعيفم اينه كه توى اينستا همون عكساى محو رو لايك ميزنم و سر ميدم ميرم پايين زودتر كارم تموم شه. 5 days ago
  • بعلت ترک سیگار شامه‌م انقدر تیز شده که گاهی فکر می‌کنم این دیگه دماغ نیست، شمشیره. 6 days ago
  • قاطی کردن سالاد کهنه و نو جرمه. 6 days ago
  • اصل پول و سود پول دو تا چيز متفاوتن. 1 week ago

بایگانی

Blog Stats

  • 1,089,959 hits

grizzly.khers@gmail.com


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: