معماهای دوست داشتنی

دوست دارم فردا تنها بروم کوه. تهران تازه برف زده و روی کوهها برف نازکی نشسته. دوست دارم تنها با پوتینهای چرم مشکی ام که آمپرمآبل هم نیستند بروم کوه و دو جفت جوراب بپوشم که شلابها را رد کنم بدون اینکه پایم یخ بزند. احتمالن بعد از کوه می روم و دوش می گیرم. از وقتی که تهران آمده ام دوش نگرفته ام و اصلاح هم نکرده ام. به جایش می روم استخر و چهل و دو تا طول شنا می کنم. قبل و بعد از شنا سیگار می کشم. اما بعد از شنا می روم سونای بخار و آنقدر آن تو می نشینم تا چشمهایم از حدقه در بیاید و مف های قدیمی و کهنم سرازیر شوند. به آدمی که نمی شناسمش می گویم اکالیپتوس بریزد روی بخارها و نفسهای عمیق می کشم.

مراسم استخر معماهای کوچک و دوست داشتنی سر راه آدم می گذارد و لذا از فکر کردن به مسائل مهمتر مثل تنهایی صرفنظر می کنیم. مثلن اینکه چرا وقتی ظرفیت استخر پر است، باز هم یک نفر بی مبالات می آید و آرام لای دو تا شناگر شروع به پیاده روی می کند. آیا چون آرام راه می رود فکر می کند جایی اشغال نمی کند و حضور توده های سنگین کنار شکمش مزاحم ما نیست؟ یا اینکه ما دوست داریم برای هربار عبور از کنارش دستمان را کج کنیم که به شکم یا پر و پاچه اش گیر نکند؟ یا مثلن آن آقایی که تا لاین کناری خالی می شود لایی می کشد و لاین مرغوب را اشغال می کند. آیا فکر می کند بقیه دوست ندارند توی لاین کناری شنا کنند؟ آیا فکر می کند بقیه کور هستند؟ یا بقیه امکان تغییر مسیر ندارند؟ یا مثلن چرا با اینکه استخر تفکیک جنسیتی شده من نمی توانم بدون مایو شنا کنم؟ به نظر من طی فرایند تکامل، آلت تناسلی به فرمی درآمده که تا حدودی مثل اسپویلر ماشین در سرعتهای بالا عمل می کند. پس چرا مسیرمان را با خط کف استخر تراز کنیم و از امکانات طبیعی مان برای شنا در خط صاف استفاده نکنیم؟ یا مثلن چرا من سالیان سال هر طول که می زدم یک دانه کنتور می انداختم، در حالیکه پریروز فهمیدم برای هر رفت و برگشت یک کنتور بیندازم راحتتر است؟ اینطوری مشکل شک بین دو طول را هم دور می زنم. یا مثلن آیا از انقباض ملایم عضلات صورتم و آه خفیفی که می کشم معلوم است که توی جکوزی می شاشم؟ یا مثلن آن آقایی که ماتحتش را به سوراخی جکوزی چسبانده چرا اینقدر چهره ارگاسمیکی به خودش می گیرد؟ آیا می خواهد وانمود کند که او بیشتر از بقیه جت آب پرسرعت را می فهمد؟ یا شاید واقعن ارگاسم شده و بهتر است سریعتر جکوزی را تخلیه کنیم؟ اگر زنش بفهمد که سالهاست معشوق اصلی شوهرش یک سوراخی توی دیواری کاشی کاری شده است چکار می کند؟ اگر من به زنش بگویم «عوضش من هر وقت که توانستم به آن آب شاشیدم، این کوچکترین کاری بود که از دستم بر می آمد،» آیا مرهمی بر زخمش خواهد بود؟ یا شاید مرا هم همدست دون پایه شوهر بیمارش ببیند؟

اینها سوالاتی است که ذهن مرا هر دفعه مشغول به خودش می کند و برای همین است که استخر را خیلی دوست دارم و هفته ای سه بار می روم.

Advertisements

6 Responses to “معماهای دوست داشتنی”


  1. 1 caspian نوامبر 10, 2011 در 7:52 ق.ظ.

    iadam bashe age ie moghe raftam bahat estakhr too jacuzzi bahat nashinam.

  2. 2 thenewcomer نوامبر 10, 2011 در 10:35 ب.ظ.

    Dunno- there’s something about swimming pools which seems to bring out the Sickness Within:
    http://thenewcomer.wordpress.com/2011/07/25/interesting-events-in-the-baby-pool/

  3. 3 آلبالو مدرن نوامبر 14, 2011 در 8:38 ب.ظ.

    kolli khandidam ama dar morede akhari un moghe zanesh ham to ro yeki divooneh mesle shoharesh mibine pas sokoot kon va be karet edame bede

  4. 4 amir دسامبر 1, 2011 در 8:48 ب.ظ.

    Shohare bimaresh ???
    Dige fekr mikonam toye hich jaye donya .. kasi ro ke gerayeshe Khase Jensi Dare ro Bimar nemigan ,,
    Shayad vaghtesh bashe Ma ham Yad begirim ..

    • 5 KHERS دسامبر 2, 2011 در 6:28 ب.ظ.

      میفهمم شما داری ایراد «پولیتیکالی کورکت» بودن می‌گیری. ولی خب فکر کنم در این حد دقت کردن دیگه یک کم افراطیه! علاقه به عشقبازی با جت آب جکوزی که دیگه جزو گرایشهای جنسی نیست.

  5. 6 ناردونه نوامبر 19, 2012 در 8:26 ب.ظ.

    خرس عزیز هرچند همه نوشته هات عالی هستن اما این یکی از بهترین پستات بود که خوندم و با همه وجود لذت بردم از نوشتت:))


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




KHERS’s Twitter

  • @Shimuszm اگه اسم قهرمانم پولس بود اونوقت اسم رمانم رو می‌ذاشتم «پاییز پولس». واج‌آرایی و ازین حرفا. 20 hours ago
  • روس‌ها نسخه‌ی جوگیرتر ایرانیان. 20 hours ago
  • تقسیم طبقاتی جدید تهران: راننده‌های اسنپ مشتریای اسنپ 20 hours ago
  • یه ماه وقت دارم یه گزارشی بنویسم. ۲۰ روز گذشته. بدیهیه که روز ۳۳ دست بقلم خواهم شد. 20 hours ago
  • RT @aeen_norouzi: مثلا خواسته‌ی اصلی مردی که توی کافه داشت کلیپ می‌دید و قهقهه می‌زد در واقع این بود: من رو ببینید. من بهش خیره شده بودم ا… 23 hours ago

بایگانی

Blog Stats

  • 1,067,747 hits

grizzly.khers@gmail.com


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: