اسب

من آن اسب بدبخت را کاملن درک می کنم. طفلکی موقع کشیدن کالسکه دو-اسبه انگار کله اش بندری می زد. درست انگار یکی از مهره های گردنش هرز رفته. چرخ های کالسکه تالاق و تولوق می کنند و روی سنگفرش می غلطند و سر ضرب با تالاق و تولوق ها گردن این طفلکی هم بالا و پایین و بعضن چپ و راست می زند. یک قدم هم از اسب بغلی جلوتر است و لابد وزن کالسکه هفتاد/سی افتاده روی کولش.

چرا گردنش بندری نزند؟ وقتی همه زندگی اش شده کشیدن کالسکه ای از بلاهت. همه عمرش توی چهار تا کوچه پس کوچه قدیمی شهر عرق ریخته و توریست هایی که هیچ چیزی توی چشمان شان نیست را به دنبال کشیده. توریست هایی که همگی دوربین دارند. دوربین هایی که دماغ های درازی دارند و انواع بهترشان ساخت ژاپن هستند و دماغ شان ساخت سوییس است اما انواع متوسط الحال شان کمپلت ساخت چین یا تایلند هستند. توی کالسکه شان دختران چاقالویی هستند که صورت شان را توی بستنی های شش طبقه قایم کرده اند و مادرشان با نوازش توجه شان را به ساختمان دود گرفته «قدیمی» کنار خیابان جلب می کند. اما دختر مزبور دوست دارد اخم کند و با نوک زبانش دنبال خرده شکلات های توی بستنی چند طبقه اش بگردد. توی کالسکه مردان تپلی هستند که برنامه دارند بعد از این سفر قلمبه های ناشی از یکی-دو-سه-چهار-پنج تا آبجو روزانه را ماه دیگر روی تردمیل بسوزانند. اما فعلن مشغول این هستند که اطلاعات تاریخی کالسکه چی را هضم کنند و حفظ کنند (و بعضن فیلمبرداری کنند) و هفته دیگر که برگشتند برای دوستان شان تعریف کنند. اسب مزبور ناراحت است که کالسکه چی بابت این خالی بندی هایش کلی پول به جیب می زند اما آخر شب باز یک توبره محقر جلویش پرت می کند -توبره ای که جلوی بزهای آشغال خور بگذاری جفتک می اندازند.

چرا گردنش بندری نزند؟ شاید همین اعتراض اسبانه را توریست ها ببینند و حداقل گشت فرهنگی-تاریخی شان تا حدودی زهرمارشان شود. اسب عزیزم، صاف راه برو. صدای اعتراضت را فقط علافهایی مثل من می شنوند. توریست اطلاعاتش را از جای دیگری می گیرد و خودت هم خوب می دانی، کاری به گردن تو ندارد. عزیزم اینطور فقط به ستون فقرات خودت آسیب می زنی، دل مرا ریش می کنی، و اسب گشاد کناری ات را از نعمت کشیدن تنها سی درصد وزن کالسکه بهره مند می کنی. صاف بایست. من با توام. ما ناراحتیم و اعتراض داریم. (به چی؟ نمی دانیم.) اما آسیب بدنی به خود؟ هرگز.

Advertisements

2 Responses to “اسب”


  1. 1 زهرا از امام زاده حسن آوریل 26, 2011 در 1:15 ب.ظ.

    متشکرم

  2. 2 شين شين مه 1, 2011 در 8:46 ق.ظ.

    man tazegi shoroo kardam be khoondane weblogetoon. haghighatan khoob neveshtid. shadidan ba asbe gardan lagh hamzad pendari kardam.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




KHERS’s Twitter

  • @Shimuszm اگه اسم قهرمانم پولس بود اونوقت اسم رمانم رو می‌ذاشتم «پاییز پولس». واج‌آرایی و ازین حرفا. 20 hours ago
  • روس‌ها نسخه‌ی جوگیرتر ایرانیان. 20 hours ago
  • تقسیم طبقاتی جدید تهران: راننده‌های اسنپ مشتریای اسنپ 20 hours ago
  • یه ماه وقت دارم یه گزارشی بنویسم. ۲۰ روز گذشته. بدیهیه که روز ۳۳ دست بقلم خواهم شد. 20 hours ago
  • RT @aeen_norouzi: مثلا خواسته‌ی اصلی مردی که توی کافه داشت کلیپ می‌دید و قهقهه می‌زد در واقع این بود: من رو ببینید. من بهش خیره شده بودم ا… 23 hours ago

بایگانی

Blog Stats

  • 1,067,747 hits

grizzly.khers@gmail.com


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: