Mark

روز اسباب کشی توی راهرو ساختمون بوی شاش میومد. آپارتمان بغلی دیوارش پکیده بود. انگار توپ بولینگ محکم خورده باشه بهش. به نظرم دیوار توالت شون بود. احتمالن چاه گرفته بود و زده بود به دیوار. ما عرق ریزان مبل و تخت و جعبه ها را از توی راهروی بوگندو می بردیم. از همون روز نسبت به همسایه دیوار به دیوارمون حساس شدم.

آیا آپارتمان ما توی ژاپن است؟ نه. ولی الآن همه جای دنیا دیوارها مثل ژاپن نازک است. دیگه نمی فهمند که مال ژاپن دلیل دارد. اف مساوی ام ضربدر آ. جرم ساختمون کمتر باشه وقتی زلزله میاد و ساختمون می لرزه نیروی کمتری بهش وارد میشه. فلسفه دیوار نازک توی بقیه دنیا چیه؟ فلسفه اش اینه که ما آدمهای بی اعصاب همیشه و در هر جا بهم ریخته باشیم. فلسفه اش اینه که همسایه عوضی من که دو نصفه شب میره سانفرانسیسکو منم از خواب بپرم و بفهمم. بعد با انگشت بزنم پشت زنم ببینم اگه بیداره ما هم یه سفر بریم. اگرم نیست برم مثل اوران گوتان خودمو بمالم بهش. چون تحریک برای من با سه تا چیزه. اولیشو که گفتم. دومیش زن مو کوتاه و سومیش رو نمیتونم بگم. حالا چون من با شنیدن صدای سانفران بغلی تحریک میشم، آیا این یعنی علاقه ابدی و ازلی من گروپ ثکص است؟ چاره دیگری ندارم؟ شاید.

ما فقط صداشون را شنیده بودیم. کارشون دو دقیقه طول می کشید. بعد هفته پیش کارشون یک ساعت طول کشید. چی شده بود؟ نمیدونم. فردا شبش که داشتم کلید در آپارتمان را مینداختم پسره را دیدم. از این گنده بور بلندها بود با یه جعبه 12 تایی آبجوب توی بغلش. برای اولین بار سلام کردیم. چند شب بعد از ماراتن یک ساعته معروفشون، اینبار ساعت سه نصفه شب با صدای دعواشون از خواب بلند شدیم. اشلی سر مارک جیغ می کشید. می گفت زن آوردی. معمای «یک ساعته» حل شد. می گفت فقط شومبولت برات مهمه. حرفای مارک نامفهوم بود. چند فقره موبایل کوبیدن به دیوار. اشلی درو می کوبید و می گفت میرم. با کفش های پاشنه بلند رو سرامیک راه می رفت. می رفت تا ته راهرو. دم آسانسور. بعد از سی ثانیه تق تق کنان بر می گشت و موبایلش رو پرت می کرد به سمت مارک. اونم جاخالی می داد و موبایل میخورد به دیوار و من دوباره از خواب می پریدم. اشلی دوباره جیغ می کشید «فاک یو، آی لاود یو، بات یو اونلی کرد ابات ز دیک این یور پنتس…»

اشلی چند باری رفت و اومد. ساعت چهار بود که مارک به عرعر افتاد. باصدای نکره اش التماس می کرد «اشلی پلیــــــز، دونت لیو می». مثل ابر بهار گریه می کرد. می خواستم برم به اشلی بگم این گوریلو ببخشش که فقط صدای کلفتش قطع شه.  یا به مارک بگم این سلیطه اگه رفتنی بود که همون بار اول می رفت و دیگه هی بر نمی گشت، پس خفه شو بزار ما بخوابیم. این داره فیلم بازی میکنه.

خسته ات نکنم. چهار ونیم صبح بود که بالاخره پلک هامون افتاد رو هم و این اوباش دیگه بیدارمون نکردند. البته تا صبح ساعت ده که مشغول میک آپ ثکص شدن. یه مشت جونورن بخدا.

 

Advertisements

15 Responses to “Mark”


  1. 1 thenewcomer دسامبر 2, 2010 در 3:42 ب.ظ.

    دومیش زن مو کوتاه
    Information overshare!!!! Sick sick sick sick sick…. YOUR MOTHER ALWAYS HAD SHORT HAIR….

  2. 3 thenewcomer دسامبر 2, 2010 در 3:42 ب.ظ.

    pass me the sick bucket…
    ogh ogh ogh ogh

  3. 5 caspiansea دسامبر 2, 2010 در 4:26 ب.ظ.

    make up sex o khoob oomadi, haha

  4. 6 مهندس بيكار دسامبر 2, 2010 در 4:30 ب.ظ.

    It sucks again!

  5. 7 FoXy دسامبر 2, 2010 در 6:17 ب.ظ.

    Dear newcomer why r u oghing AGAIN?

    I think it’s sooo fun n cool, not pervert at all.

    Besides I don’t think it’s a bad idea to push some boundries and play with taboos sometimes ;)

  6. 8 ZT دسامبر 2, 2010 در 6:48 ب.ظ.

    Good Job!I hope Mark would n’t blog your bedroom stories:D

  7. 9 هانا دسامبر 3, 2010 در 9:13 ب.ظ.

    طبق دو پست گذشته مثل اینکه اونور دنیام هنوز فرهنگ آپارتمان نشینی جا نیفتاده ها…

  8. 10 مهندس بيكار دسامبر 4, 2010 در 1:23 ق.ظ.

    از خودت بيشتر هم بدت مياد، حالا صبر كن به حرف من ميرسي راجع به كارت و مدركت و …!

  9. 11 ساناز دسامبر 4, 2010 در 7:05 ق.ظ.

    سلام. می خوام در مورد «خرس شِرد آیتمز» کامنت بذارم:سایتی که تصویر فدیمی «ر ه ب ر » و فرزندانش رو گذاشته رو دوباره نگاه کن. مطالبی هم در مورده اجنه «دانستنی هایی در مورد جن» و شیطان پرستی هم داره!!! به نظرم طبق معمول همه چی به همه چی میاد!!!

  10. 12 زوربا دسامبر 7, 2010 در 8:36 ب.ظ.

    تو که خارج بودی . کی دستش به تو میرسه . به هر حال رو جفت چشمم. مرسی که آدرستو به من دادی . فقط موندم به جای اسم با کلاس قبلی چی صدات کنم . بگم خرس ؟ استغفر الله

  11. 13 کاپیتان بابک مه 8, 2012 در 9:14 ق.ظ.

    چه با نمک. بنظر من دعواشونو قشنگ نوشتی ولی چرا میگی جونورن؟ اونجوری ان دیگه

  12. 14 ناشناس ژوئن 7, 2014 در 8:34 ب.ظ.

    چون همیشه توی فیدلی میخوندمت هیچ وقت آرشیوچند سال پیشو چک نکرده بودم.
    تو خیلی خوب می بینی و میشنوی و مینویسی خرس!
    دمتم گرم!

    * تو اسم بهتری ندار؟! آخه این همه ظرافت و زیبایی در نوشته ها بعد میخوار کامنت بدی باید بگی خرس! آقای خرس؟ دکتر خرس؟ آخه خواننده رو توی منکنه میذاری !


  1. 1 گودبای اشلی « KHERS دنبالک در ژانویه 10, 2011 در 3:50 ق.ظ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




KHERS’s Twitter

  • تنها خوبى اينترنت ضعيفم اينه كه توى اينستا همون عكساى محو رو لايك ميزنم و سر ميدم ميرم پايين زودتر كارم تموم شه. 1 day ago
  • بعلت ترک سیگار شامه‌م انقدر تیز شده که گاهی فکر می‌کنم این دیگه دماغ نیست، شمشیره. 3 days ago
  • قاطی کردن سالاد کهنه و نو جرمه. 3 days ago
  • اصل پول و سود پول دو تا چيز متفاوتن. 4 days ago
  • @better_el من گفتم؟ 😑 4 days ago

بایگانی

Blog Stats

  • 1,089,202 hits

grizzly.khers@gmail.com


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: